dispalay
 
نویسندگان
لینک دوستان
لینکی ثبت نشده است
پیوندهای روزانه
لینکی ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :

متن زیبا

بهش این روزها بیشتر از هر روز دیگه ای فکر میکنم، به اینکه واسه کسی که میره سخت تره، یا واسه کسی که میمونه، به اینکه اونی که دست تکون میده و میره سوار میشه و میره بیشتر در دلش رو غصه ها بازه، یا اونی که خداحافظی میکنه و بر میگرده سر زندگی روتینش. کدومشون بیشتر عذاب میکشه. کسی تنها گذاشته نمیشه وقتی که کسی که میره تنها میشه. فعل ها تغییری نمیکنه، اون کسی که چمدون بسته، میگه رفتم؛ اون کسی که میمونه میگه رفت. آدما وقتی قلبشونو یه جا میذارن، نمیتونن به جای دیگه ای برگردن، نمیتونن واسه جایی که بهش تعلق ندارن فعل برگشتن استفاده کنن، نمیتونن وقتی که آخرین بوسه ی خداحافظی رو میکنن بگن خب دیگه من دارم بر میگردم، برگشتن فقط متعلق به جاییه که توش خوشحالی، امنی، امیدواری. واسه همینه که آدما فقط میرن، کوله بارشونو میندازن رو دوششون رو میرن. اونی که میره فقط میره به امید اینکه زود تر به اونی که میمونه برگرده. واسه هر دوشون به یه مقدار سخته، به یه مقدار درد داره، به یه مقدار توی هم میرن و زندگی براشون بی رنگ میشه، به یه مقدار از هم رفتنشون غم داره و اونقدر ادامه داره، تا بازم، دوباره بهم برگردن. متن زیبا و بلند احساسی .................................................................................. در زندگی وقت‌هایی هست که راه رفتن روی یک موی باریک تجربه می‌شود. وقت‌هایی که مجبور به باز کردن دست‌ها می‌شوی تا تعادلت به هم نخورد. گاهی آنقدر مسیر برایت دشوار و‌ پر هراس است که ترجیح می‌دهی همه چیز تمام شود و یک سقوط تلخ همه چیز را تمام کند و گاهی هم در اوج نا امیدی دست‌هایی که باز کرده‌ای برایت بال می‌شوند و پر میزنی. اما این امید لعنتی گاهی آنقدر دست نیافتنی می‌شود که دیگر چیزی را نمی‌بینی و در لحظه آخر در دوراهی سقوط و یا پرواز فقط می‌پری ... ...........................

متن زیبا و احساسی

  احتمالا باید منتطر اتفاق خوب باشی تا اتفاق خوب بیفته، باید منتظر تغییر باشی تا تغییر رخ بده. منتظر معجزه باشی تا معجزه رو ببینی وگرنه، تو بهار همه چی بازم برات زمستونیه.. از نظر من، احتمال رخ دادن همه اتفاقها به یک اندازه ست. فقط یه خواسته و تلاش، از جانب من و خدا (کائنات یا هر مقدساتی که بهش اعتقاد دارین) و اگر میزان امید بیشتر از ناامیدی نیست، حداقل میتونه برابر باشه... بیاید لااقل یک روز زندگی با امیدواری کامل نسبت به همه چیز رو تجربه کنیم، قطعا بد نمیگذره. ........................................................................................................ می‌گفت گربه‌ها وقتی از یه ارتفاعی سقوط می‌کنن چیزی‌شون نمی‌شه. می‌دونی چرا؟ می‌گفت چون با پا میان پایین. ینی سعی می‌کنن جف دست و پاشون رو همزمان بذارن روی سطح. می‌گفت این باعث میشه تا فشاری که میاد روشون پخش بشه روی سطح و آسیب نزنه. می‌گفت زندگی مام همینه. نه اینکه سقوط و دردسر نداشته باشه. نه. داره. خیلی هم داره. ولی باید موقع سقوط حواستو جمع کنی. می‌گفت اگه فشار رو پخش کنی روی سطح چیزی‌ت نمی‌شه. دووم میاری. می‌گفت همه‌چیو نریز یه گوشه‌ی قلبت که باعث بشه بشکنه. قلبی که بشکنه دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه. می‌گفت پخش کن دردات رو. غم و غصه و اندوه‌هات رو. اگه پخش شن آسیب نمی‌زنن. ولی وقتی جمع بشن میشن غده. میشن گره. اون‌موقع‌ست که داستان میشه. می‌گفت نذار داستان بشه.

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ شهریور ۱۳۹۹ ] [ ۰۸:۰۵:۰۴ ] [ miss arat ]
[ ]
.: Weblog Themes By blognama :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعی ثبت نشده است
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب